آرشيو وبلاگ ![]()
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم
اگر عشقی در این زمانه باشد آن عشق تویی،
م.ل یک شنبه 5 تير 1390برچسب:, :: 3:23 :: نويسنده : Fatemeh
خیلی آرامم ،از اینکه در کنارمی خوشحالم . یک شنبه 5 تير 1390برچسب:, :: 2:48 :: نويسنده : Fatemeh
هنوز مرا باور نداری شنبه 4 تير 1390برچسب:, :: 14:31 :: نويسنده : Fatemeh
همه ی زندگی من که این چرت و پرت هایم نیست.این خنده ها،اشک هایی که می ریزم،این بغض های پنهانی،دوستی هامان همه فصل ِ کوچکی از زندگی من اند.تـو این قدر بزرگی که نمی رسم به تو،هیچ وقت...تو این قدر هستی که بودنت را نمی بینم...فقط می فهمم در پس این فصل ها،و روزهای تلخ و شیرین،هوایم را داری.هوای ِ دلتنگی هام را.مثل ِ همیشه هستی تا زمین نخورم.یا دستم را می گیری تا دوباره بایستم...دلتنگت شده ام. امروز فهمیدم،چیزی که این روزها دنبالش می گردم،...تو بودی... تو را گم کردم که کم آورده ام...
خدایا، دارم دنبالت می گردم! لـطفا کمی صدایـم کـن! سپاس ... برای ِ حضورت در تک تک ثانیه هایم. سپاس... برای اینکه می بخشی و فراموش می کنی؛... |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |