وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
 
درباره وبلاگ


دیگه خستم خستم از سکوتی که صدای نفس ها آن را می شکند
آرشيو وبلاگ
پیوندهای روزانه

آمار سایت



نام:
وب:
پیام:
2+2

نظرتون راجع به Hemetaf چیه ؟

آمار وبلاگ:

بازدید امروز : 19
بازدید دیروز : 80
بازدید هفته : 212
بازدید ماه : 2401
بازدید کل : 18934
تعداد مطالب : 47
تعداد نظرات : 25
تعداد آنلاین : 2

خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید


وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم
یک شنبه 28 تير 1390برچسب:مرا از یاد نبر, :: 1:59 ::  نويسنده : Fatemeh


حالا که لحظه به لحظه در این روزهای سرد زندگی به یاد تو ام ، حالا که تمام زندگی ام تو هستی و یاد و خاطرات با تو بودن ، حالا که قطره های اشکم را فدای عشقت کردم ، دین و ایمانم را به خاطر تو زیر پا گذاشتم مرا از یاد نبر.
حالا که در مقابل سختی ها ایستادم ، در برابر باد فاصله ها شکستم ، در آتش عشقت سوختم و فریادی نزدم مرا از یاد نبر .
کاش آن لحظه که میدیدی من پریشانم ، میفهمیدی که دلم را شکسته ای ، اما من در آن لحظه تنها سکوت کرده بودم .
آنقدر تو را دوست دارم که دلم نمیخواهد تو نیز مانند من پریشان شوی.
دلم را شکستی ؟ فدای قلبت عزیزم ! اشکم را در آوردی ؟ فدای آن عشق پاکت ای بهترینم.
حالا که دیگر هیچ چیز جز تو از خدا نمیخواهم ، حالا که دیگر قید همه کس را به خاطر تو زده ام مرا از یاد نبر .
فراموشم نکن که اگر از یاد تو فراموش شوم ، از خاطر زندگی نیز فراموش خواهم شد ، بگذار ساده تر بگویم تا بفهمی ، و بدانی که بدون تو هرگز .
حالا که بی تو بودن را حتی در خواب نیز نمیتوانم تصور کنم ، حالا که اسیر قلبت ، وجودت ، و عشقت شده ام مرا اسیر تنهایی نکن ، مرا راهی سرزمین بی کسی ها نکن .
حالا که کار من از کار گذشته و راهی جز عاشق ماندن ندارم بگذار همان یک ذره غرور که در دلم مانده را بشکنم و بگویم که به خدا خیلی دوستت دارم ، مرا تنها نگذار عزیزم ، بدون تو نمی توانم که بمانم ، نفس بکشم ، زندگی کنم … نمیتوانم.
حالا که همه زندگی ام شده ای ، حالا که تمام هستی ام شده ای ، حالا که بودنت برایم حیات است و نبودنت برایم مرگ لحظه هاست  مرا تنها نگذار عزیزم.
مرا از یاد نبر ، مرا در به در کوچه پس کوچه های غم و تنهایی نکن.



یک شنبه 27 تير 1390برچسب:برای همیشه دوستت دارم, :: 1:58 ::  نويسنده : Fatemeh


برای تو زندگی میکنم ، به عشق تو نفس میکشم ، بدون تو میمیرم.
برای تو مینویسم ، از عشقت و آن قلب مهربانت.
مینویسم که دوستت دارم برای همیشه و تا ابد.
تویی زیباترین زیبایی ها ، تویی مظهر خوبی ها ، این تویی همان لایق بهترینها.
تویی تنها بهانه نفس کشیدنم ، این تویی تنها ترانه زندگی ام.
 تویی یک عشق جاودانه ، خیلی دوستت دارم صادقانه.
بیا با هم زندگی را با عشق و محبت بسازیم و به عشق هم زنده بمانیم.
ای قشنگترین لحظه ، ای زیباترین کلام  خیلی دوستت دارم.
تویی پاکترین عشق روی زمین ، می پرستم تو را بعد از خدای آسمانها و زمین.
تا آخر دنیا به انتظارت مینشینم ، آخر این دنیا همان لحظه ایست که از عشق تو میمیرم.
به عشق تو زندگی میکنم ، برای تو نفس میکشم ،بدون تو میمیرم.
بیا در کنارم عزیزم ، عطر وجودت به من آرامش میدهد ، حضورت در کنارم  مرا به اوج عشق می رساند.
بیا در کنارم ، دستانت را به من بده ، بگذار با گرمی دستانت احساس خوشبختی کنم.
احساس کنم که برای منی .
تویی لایق بهترینها ، تویی که لایق قلب منی و حافظ احساس من.
با حضورت در قلبم زندگی ام رنگ تازه ای به خود گرفت و فصل بهار زندگی ام با حضورت فرا رسید.
با حضورت کویر تشنه دلم بارانی شد ، بارانی از جنس عشق و محبت تو.
مثل همیشه با تو هستم ، بیشتر از همیشه عاشق تو هستم.
مثل همیشه برای منی ، بیشتر از همیشه قدرت را میدانم.
ای عشق همیشگی ام ، بدجور در قلب من غوغا کرده ای .
مثل همیشه ، بیشتر از گذشته ، برای همیشه ، میگویم که دوستت دارم همیشه.



یک شنبه 26 تير 1390برچسب:مانده ام برای تو, :: 16:55 ::  نويسنده : Fatemeh


در راه زندگی ، حالا که عاشقم، تنهای تنها مانده ام برای تو.
می مانم با تو ، تا بگویم بی تو نمیتوانم بمانم با زندگی .
زندگی فدای تو  ، بی تو نمی مانم بدون تو .
می مانم برای عشق ، برای عشقی که سرچشمه آن تنها تویی عزیزم .
در راه عاشقی ، تنهای تنها ، مانده ام با غمها .
غم دور از تو بودن ، غم دلتنگی ات و غم فرداهای بی تو بودن .
مانده ام برای تو ، برای تو که برایم عزیزی ، برای تو که یک دنیا دوستت دارم و بدون تو محال است بسازم با تنهایی .
این قلبم ، و این هم احساسات من ، حالا تو هستی و یک عاشق همیشگی .
مانده ام در این لحظه ها تنها برای تو ، تو اولین و آخرین امیدم در زندگی هستی ، پس به امید تو ، آخرین نفسهایم را نیز میکشم .
ای زمین تو برای خود بچرخ ، ای خورشید تو برای خودت بتاب ، ای عشق تو برای خودت بسوز ، راه من جداست از این دنیا ، من مانده ام برای یک قلب تنها .
قلبی که با وجود قلب تنهایم دیگر تنها نیست ، عشق را باور کرده ام ، دیگر اختیارم دست خودم نیست.
مانده ام برای تو ، برای تو که برایم بهترینی ، و جز تو دیگر هیچ چیز برایم باارزش نیست.
با ارزش تر از تو وجود پر مهرت است ، با ارزش تر از وجودت قلب مهربانت است .
مانده ام برای قلبت ، تا ابد و برای همیشه ، تا آن لحظه که دیگر هیچکس جز تو را نمیشناسم ، نمیبینم و باور ندارم که روزی تنها بوده ام .
مانده ام برای تو ، برای تو که برایم معنای واقعی عشقی عزیزم .



یک شنبه 26 تير 1390برچسب:سپیده عشق, :: 16:53 ::  نويسنده : Fatemeh


ببین من عاشق را …ببین که چگونه عاشقانه در پی تو هستم.
ببین که چگونه شب و روز به یاد تو هستم و تنها آرزویم رسیدن به تو است.
ببین که تنهاتر از من هیچ تنهایی نیست ، مرا باور کن ، تنها تویی در قلب تنهایم.
این قلب تنها ، لحظه به لحظه به یاد تو هست.
ببین مرا که از همه عاشقترم ، عاشق تو و آن قلب مهربانت .
از همه دیوانه تر منم ، این منم که دلم میخواهد و آرزو دارم تو برای من باشی .
دلم میخواهد تا ابد برای من باشی و تنها عشق جاودانه ام باشی .
در میان اینهمه عاشقان لحظه ای نیز به من نگاه کن .
یک لحظه به من نگاه کن تا ببینی از همگان مجنون ترم.
مجنون تو ، مجنون آن چشمهای زیبایت ، دیوانه آن قلب پاکت!
بیا با هم عاشقترین باشیم ، در میان همگان صادق ترین باشیم.
ببین من دلشکسته را که شب و روزم یاد تو و ذکر نام تو است.
مرا باور کن ، این عشق مرا گرچه حقیر است ولی باور کن.
باور کن که همین عشق حقیر ، پاکترین و واقعی ترین عشق روی زمین است.
با اینکه میدانم نگاهت به سوی کسی دیگر است ، بیا و لحظه ای نیز نگاه به من کن.
نگاه کن تا بفهمی عاشق واقعی کیست !
او که تو را از همه بیشتر دوست دارد و تنها آرزویش رسیدن به تو است منم.
او که رسیدن به تو را برابر با خوشبختی میبیند منم .
او که میخواهد بعد از رسیدن به تو دنیا را به نامت کن منم .
این منم که عاشقم ، لحظه ای به من عاشق نظری بینداز .
به خدا خیلی دوستت دارم و یک لحظه نیز طاقت ندارم قلبت برای کسی دیگر باشد.
آرزو دارم آن قلب مهربان و پاکت برای منی باشد که تو تنها آرزویش هستی .
فقط یک بار بگو که برای منی ،تا یک عمر احساس خوشبختی کنم .
فقط یک لحظه برای من باش ، تا یک عمر امیدوارانه و عاشقانه به عشق تو زندگی کنم.
باور داشته باش که خیلی دوستت دارم ، تنها کافیست لحظه ای مرا باور کنی.
بیا با من باش تا غروب زندگی ام به پایان برسد و سپیده عشق در قلبم طلوع کند.
بیا با من باش تا سپیده آخر … لحظه ای که میفهمی از عشقت  مرده ام.



یک شنبه 26 تير 1390برچسب:قصه عشق, :: 16:51 ::  نويسنده : Fatemeh


با تو ، به عشق تو ، یک قصه دیگر ، قصه من و تو.
با تو ، در کنار تو ، قصه از نو ، نفسی دیگر.
یک نفس تازه از یک دیدار عاشقانه ، از نگاه مهربان تو به چشمهایم.
با تو بودن خاطره ایست همیشه ماندگار ، اما بی تو بودن قصه ایست از یک روز تلخ که از ذهن فراموش شده ، اما از دل بیرون نمیرود و اعماق دل را میسوزاند!
با تو ، همیشه با تو ، تا آخرش با تو ، حتی لحظه مرگم نیز با تو چقدر شیرین است!
شیرین است به شیرینی طعم بوسه های تو.
با تو ، در آغوش تو ، قلبم برای تو تا ابد ، تا آن لحظه که دیگر طلوعی را نخواهم دید، تو را میبینم که زندگی منی ، یک غروب شیرین ، از یک زندگی عاشقانه ، زندگی که  عشقمان در آن پا برجاست  ، لحظه های گرمیست ، به گرمی آغوش مهربان تو !
بگذار قصه من و تو نیمه تمام بماند ، تا آنجا که داستان میگوید ما در کنار همیم و چند صفحه سفید از این کتاب ، یعنی چند صباح دیگر تا …از عشق هم مردن.
قصه من و تو حقیقتیست بی پایان !
یکی بود ، یکی نبود …. تو بودی و من نبودم .
زیر گنبد کبود …..  تو بودی و من نیز آمدم .
حالا دیگر تو هستی و یک مجنون.
قصه من و تو اگر قصه است ، به این خاطر است که مثل من و تو کسی نیست عاشق باشد و دیوانه .
یک عشق پاک ، دو قلب ساده و یکرنگ سرگذشت دو عاشق از امروز تا لحظه مرگ قصه ایست از من و تو.
بهتر است که در پایان این کتاب نوشته شود ::: این داستان تا ابد ادامه دارد.
تا ابد ، با تو ، در کنار تو ، به عشق تو ادامه دارد  قصه من و تو.



صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
  • طنین سکوت
  • pelk

  • تبادل لینک هوشمند
    برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم ... و آدرس hemetaf.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





 
 
 
<-MailForm->